اصفانیا

دانلود فیلم و عکس، اخبار روز ایران، اخبار ورزشی، مجله تفریحی، خبر استخدام، دانلود آهنگ، پیامک عاشقانه

اصفانیا

دانلود فیلم و عکس، اخبار روز ایران، اخبار ورزشی، مجله تفریحی، خبر استخدام، دانلود آهنگ، پیامک عاشقانه

خدمات علما وحوزه علمیه به کشور عراق : از کتاب یا حسن کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی

خدمات علماء وحوزه علمیه به عراق
درجنگ جهانی اول که از 1914 میلادی شروع شد وتا 1918 ادامه داشت حدود پانزده میلیون نفر در این جنگ کشته شده وچهار امپراتوری اتریش ،آلمان ، روسیه تزاری وعثمانی از هم پاشیده ومنقرض شدند در این ایام سرزمین عراق تحت حکومت عثمانی اداره می شد ،وقوای انگلستان به قصد سرنگونی عثمانی به این کشور هجوم آوردند، پس از تهاجم سربازان انگلیسی به سرزمین عراق ،جبهه متحد اسلامی مرکب از  علمای شیعه وسنی بر ضد اشغالگران تشکیل شد ، در این زمان مرجع بزرگ شیعه ورئیس حوزه علمیه نجف حضرت آیه الله العظمی سید محمد کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب شریف عروه الوثقی باصدور فتوائی همه مسلمانان را به دفاع از سرزمین های اسلامی دعوت کردند وپس از ورود نیروهای انگلیس به مرزهای عراق وتصرف شهر فاو در حوالی بصره حکم جهاد صادر کردند وآیه الله محمد تقی شیرازی نیز که در حوزه سامراء مرجعیت داشت به پیروی از آیه الله یزدی حکم به وجوب جنگ با قوای انگلیس را صادر کرد وفرزندش شیخ محمد رضارا به خط مقدم جبهه فرستاد وعلاوه بر آن تعداد زیادی از علماء،آیات وحجج اسلام اطلاعیه وبیانیه دادند و در خطوط مقدم شرکت کردندوفرزند آیه الله یزدی به نام سید محمد نیزبه شهادت رسید. آیه الله خوانساری دراین نبرد به اسارت نیروهای انگلیسی در آمد وبه سنگاپور از مستعمرات انگلیس ، تبعید شد ومدت چهار سال درآنجا حبس گردید سپس به طور معجزه آسائی توسط شخصی فراری داده شدوبه ایران باز گشت ،آیه الله مرعشی نجفی نیز که در این نبرد طلبه جوانی بود مسؤلیت آب رسانی به رزمندگان را بر عهده داشت، لکن به رغم همه تلاش ها وحمایت های علماء وشرکت مردم درجنگ، دولت عثمانی شکست خورد و کشور عراق به اشغال نیروهای انگلیسی در آمد در این میان آیه الله یزدی مرحوم شد وبار مرجعیت شیعه به دوش حضرت آیه الله العظمی محمد تقی شیرازی قرار گرفت قوای انگیس می خواستند باشیطنت های خاص خودشان وبایک رفراندوم ظاهری حکومت خودشان را برعراق تثبیت کنند لکن با مقاومت علما ومرجعیت شیعه روبرو شدند وپس اینکه اقدامات مسالمت آمیز ونصایح علما مؤثر واقع نشد درسال 1920 میلادی آیه الله شیرازی دستور جهاد صادر کرده وتعداد زیادی از علما وروحانیون طراز اول شیعه ازجمله آیه الله سید ابوالقاسم کاشانی وپدر بزرگوارشان در این جنگ نیز شرکت کرده وبرخی به درجه رفیع شهادت رسیدند  ملت عراق نیز به رهبری عالمان ومراجع دینی، آیه الله العظمی محمد تقی شیرازی ، آیه الله شیخ الشریعه اصفهانی وآیه الله شیخ محمد مهدی خالصی وسایر بزرگان به  قیام خود ادامه داده ،وباعث عقب نشینی و شکست متجاوزین انگیس گردیدند وکشور عراق از چنگال آنها آزاد شد    ،واین خاطره فراموش نشدنی که حاکی از پیوند عمیق مردم عراق باحوزه های علمیه،علمای اسلام،روحانیت ومرجعیت شیعه است در تاریخ عراق به عنوان ثوره العشرین ،یعنی انقلاب بیست ( انقلاب هزار ونهصد وبیست میلادی ) به ثبت رسیده است ،ومیدان ورودی شهر مقدس نجف ازطرف کوفه به همین عنوان نام گذاری شده است ، واین سند افتخار همراه با ده ها سند دیگر تبلور قدرت معنوی روحانیت ونفوذ آن هارا در آحاد مردم برای استکبار جهانی وبه خصوص پیر استعمار ،انگلیس جهان خوار وسایر قدرت های پوشالی دنیا به نمایش گذاشته است ،وترس آن ها از این قدرت معنوی که ناشی از قدرت اسلام وقرآن  است، موجب شده است که در صدد انتقام برآیند ، بنا براین گاهی به اصل اسلام حمله می کنند ،وگاهی به ساحت مقدس پیامبر اعظم ص) اسائه ادب می کنند ،گاهی احکام نورانی قرآن کریم را زیر سؤال می برند ،وگاهی علیه روحانیت وحوزه های علمیه وارد میدان می شوند ، وخیلی دلسوزانه وخیر خواهانه برای حفظ قداست روحانیت،بعضا توسط برخی از نا آگاهان ،یا مزدوران خود در کسوت روحانی  ،دین را از سیاست جدا دانسته وعلمارا توصیه به  تصدی امور دینی ودوری از سیاست می نمایند ،وبا برنامه ریزی های حساب شده ، علیه آنها شایعه سازی نموده ودر صدد ایجاد اختلاف بین آنها ومردم برمی آیند،تا در صورت موفقیت بتوانند سلطه خودرا بر منابع سر شار کشور های اسلامی به گسترانند ، وعصبانیت آن ها از نظام جمهوری اسلامی ایران نیز آن است که همه تحلیل ها ،برنامه ریزی ها ، و زحمات خود را با قیام امام خمینی ره وپیروزی ملت شریف ایران بر باد رفته می بینند ،به خصوص که این روزها صدور انقلاب اسلامی به بار نشسته و بیداری جوانا ن مسلمان وکشور های اسلامی به منصه ظهور وبروز رسیده است،صدای خورد شدن استخوانهای پوسیده صهیونیست های غاصب به گوش می رسد ،افق تازه ای در آزادی سرزمین فلسطین دیده می شود ،دیکتاتور های طرف سرمایه داری غرب یکی پس از دیگری به دست ملت ها سقوط می کنند وانشاء الله زمینه حکومت جهانی واحد به دست منجی عالم بشریت فراهم می گردد . در نهایت پیر استعمار انگلیس ،پس از تحمل ضربه های کاری از حوزه علمیه ، علما ی اسلام ، ومرجعیت شیعه درعراق ، درادامه اشغالگری خود ، بیکار ننشست، وبا توطئه ای جدیدو چهره ای دیگروارد صحنه شده  ودر سال 1921 میلادی فردی را به نام فیصل فرزند شریف حسین امیر مکه باظاهری مذهبی ومسالمت آمیز،وتظاهر به روابط حسنه با علمای شیعه  ودوری از حرص وطمع به مسائل مادی وصرفا جهت جلب رضایت خداوند وخدمت به مردم ،در یک  همه پرسی نمایشی ، به عنوان پادشاه عراق تعیین  وبر مردم تحمیل نمود هرچند طولی نکشید که ماهیت انگلیسی وی برای علماء وسپس برهمگان روشن شد   ،حکومت  وی تاسال 1958 میلادی ادامه داشت ،در آن سال سرهنگ عبد الکریم قاسم کودتا نمود ورژیم سلطنتی را سر نگون ورژیم جمهوری را حاکم نمود،درسال 1963 میلادی با کودتا ی دیگری عبدالسلام عارف وسپس عبدالرحمان عارف به قدرت رسیدندوسرانجام در سال 1968 با کودتای حزب بعث حسن البکر رئیس جمهور عراق شد،او نیز با فشار معاونش صدام  وادار به استعفاء گردید وصدام به عنوان رئیس حکومت عراق تا سال 2003 میلادی زمام امور به دست گرفت ،جنگ هشت ساله را بر ملت شریف ایران تحمیل کرد وهزاران شهید ومجروح ومیلیارد ها دلار خسارت برجای گذاشت،کویت را نیز اشغال نموده ومردم را آواره کرد، لکن از آنجا که، خداوند در کمین ظالمین است اوبا ذلت تمام به جوخه انتقام سپرده شد ودرسال 2004 میلادی دولت موقت عراق شکل گرفت ودر نهایت در سال 2005 میلادی اولین دولت دائمی عراق پس از صدام به نخست وزیری نوری المالکی شیعی مذهب آغاز به کار کرد.    اما یاد ونام سرزمین عراق با نام حسین ع) آمیخته است ،این حسین ع) کیست که عالم همه دیوانه اوست .
 از کتاب یاحسین کربلا ، نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی

انگیزه

این روزها همه‌اش دارم فکر مى‌کنم «انگیزه» چه موهبت بزرگیه. انگیزه که داشته باشی، میخوای هر جوری هست برسی به هدفت، دلت میخواد موانع رو از پیش پات برداری، دوست داری تو مسیری که انتخاب کردی جلو بری و موفق بشی.

ولی واقعاً انگیزه رو چطور میشه به دست آورد؟ یه نیروی درونیِ خودبخودیه یا یه عامل بیرونی که باید گشت و پیداش کرد؟ راحت میشه گیرش آورد یا برای به دست آوردنش باید سعی کرد، زحمت کشید؟

در مورد من، انگیزه یه جور نیروی محرکه قویه که وابستگی زیادی به هدف و بینش و عملکردم داره.

اگه هدف امکان‌پذیری داشته باشم و با تمام وجود بخواهم به دستش بیارم و شرایط هم تا حدی مهیا باشه و مشوق هم داشته باشم و مانع خاصی هم نباشه، بله در این صورت، انگیزه زیادی دارم که راه بیفتم و قدم بردارم و جلو برم.

میگم شرایط و موانع برای اینکه اینها دو تا سنگ بزرگن که به همین راحتی نمیشه ازشون گذشت.

خیلی‌‌وقتها انرژی زیادی داری و واقعاً دلت میخواد راه بیفتی و دست به کاری بزنی که به هدفت نزدیکتر بشی، ولی آدمای دور و بر سنگ میندازن، بدجور هم میندازن. همون اول کار، تمام سعیشون رو می‌کنن هدفت رو کوچیک و بی‌ارزش جلوه بدن و آرزوت رو بچگانه و خام.

اگه اهمیت ندی و راه خودت رو بری و کار خودت رو بکنی، شروع مى‌کنن سنگ انداختن. اگه مثلاً باید هزینه‌ای برای هدفت پرداخت کنی، همین راه آب رو می‌بندن و چنان میندازنت تو هچل که دو برابر زمانی که در نظر گرفتی، معطل همین قدم اول بشی.

اگه باید درس بخونی، کاری می‌کنن که حتی یک دقیقه هم وقت پیدا نکنی یه کتاب ورق بزنی، چه برسه به درس خوندن.

اگه به آخر هفته‌هات احتیاج داری تا رو کار و هدفت تمرکز کنی، آخر هفته‌ها رو ازت می‌گیرن.

خلاصه که دیگران، غریبه و آشنا، موانع مهمی‌ان که انگیزه رو همون اول کار ضعیف می‌کنن و اصلاً می‌کشن، طوری که با خودت بگی: «ولش کن، هر کاری کردم نشد، نمیشه دیگه» و آرزو و خواستت رو رها کنی.

اما اگه آدمای سنگ‌انداز نباشن و شرایط هم مهیا باشه، اولین حسی که آدم رو به سعی کردن و زحمت کشیدن و جلو رفتن تشویق می‌کنه، همین انگیزه است.

بهت خلاقیت و قدرت تفکر میده، بهت امید میده و باعث میشه به آینده خوش‌بین بشی. به کارهات نظم میده، بهت نیروی راه رفتن و کار کردن میده و از همه مهمتر بهت شادی و رضایت میده.

انگیزه خیلی حس خوبیه، بهت بال و پر پرواز میده و دنیای رنگارنگی رو برات تصویر مى‌کنه که با سعی و زحمت خودت شکل می‌گیره.

امیدوارم همه کسایی که هدفی دارن، انگیزه رسیدن بهش رو هم داشته باشن. آمین.

 

مضلومیت وکم کاری دربشاگرد

 

بشاگرد که چند سالیست از بخش به شهرستان ارتقاء یافته نیاز مبرم به توجه مثبت مسئولین دارد،کار،تلاش،همت،دلسوزی،وظیفه شناسی،وووکه این کلمات در کارنامه مسئولین چند ارگان بشاگرد به کلی وجود ندارد و حتی اگر از آنها بپرسید معنی این کلمات را نمیدانند و فقط بر میز ریاست تکیه و به منافع خود می اندیشند.مشکل اول محورهای ارتباطی روستاها دور افتاده به مرکز شهرستان است که بر طرف کردن این مشکل گرهی از مشکلات مردم گشوده میشود.سال گذشته بود که خبری در مورد زیر ساخت و آسفالت 12راه روستایی که استاندار محترم سفری به بشاگرد داشتند منعکس شد و حتی مسئولین اداره راه بشاگرد هم بهره برداری این 12 پروزه را تا پایان سال 91 وعده دادند که امیدواریم مسئولین به قول خود عمل کنند و این 12 پروژه را به بهره برداری برسانند،البته به کندی صورت میگیرد.اداره راه بشاگرد هم تاکنون کارنامه مثبتی از خود نشان نداده که قابل رضایت مردم باشد،چه درمورد راهای اصلی و چه در مورد راهای فرعی شهرستان.این روزها شاهد انتقادهای زیادی از فرمانداری و بخشداریها و شهرداریها و ادارات زیربط هستیم که نشان میدهد نمره مثبتی در کارنامه ندارند و نمیتوانند رضایت مردم را جذب کنند.فرماندار محترم که یک شخص غیر بومی هستند بایدعملکرد مثبتی را از خود نشان دهد و رضایت مردم را جذب کند و برای حفظ سمت خود باید تلاش بیشتری کند.امید میرفت که برای سمت فرمانداری شخصی انتخاب شود که مشکلات و محرومیتها و کمبودها ،رنجها،سختیها وووو مردم را درک کند و با جدیت کامل برای پیشرفت و توسعه منطقه تلاش کند.همچنین بخش دارهای محترم که افراد بومی منطقه هستند مردم از آنها انتظارات بیشتری دارند،اما به نظر میرسد از آنها هم انتقادهایی صورت میگیرد،انتظار میرود وقتی یک شخص بومی در منطقه مسئولیتی را بر عهده آن میدهند تلاش بیشتری باید انجام دهد چون خود رنج دیده محرومیت و سختیها است پس باید همت به خرج دهند وبدون ترس پیگیر رفع مشکلات ریز و درشت منطقه باشد.و از دو شهرداری که در بشاگرد فعالیت دارند هم حرفهایی شنیده میشود که بزرگ نمایی آنها جایزنیست و امیدواریم وظیفه شناس باشند،البته نمیتوان خدمات ادارات را نادیده گرفت،کارهایی انجام میشود اما به کندی ،انتظار میرود که بیشتر از این مسئولین باید همت به خرج دهند و پیگیر برطرف کردن مشکلات باشند اما تا جایی که بنده در روستاها پرسه میزنم کارنامه رضایت بخشی از مسئولین بین مردم مشاهده نمیشود.همچنین اداره آموزش وپرورش باید در خدمات دهی به مدارس روستاها توجه بیشتری داشته باشد،مدارس روستاها با مشکلات و کمبودهای فراوانی روبرو هستند که نیاز به همت و تلاش مسئولین دارد،البته در مدارس شهرهای گوهران و سردشت هم مشکلاتی به چشم میخورد که توجهی به آنها نمیشود خصوصا دبیرستان شهید بهشتی شهر گوهران.ادراه مخابرات شهرستان بشاگرد یکی از ناکارآمد ترین اداره شناخته شده که مدام از آن انتقاد میشود و نشان میدهد که این اداره هیچ خدمات دهی خوبی بین روستاها انجام نداده و همیشه صحبت از قطعی پی در پی خطوط همراه روستاهاست.در وبلاگ اخباربشاگرد دیده میشود که سناریویی در مورد رفتن بخشدارها منتشر کردند که مشخص نیست این موضوع صحت دارد یا کذب است و بعضیها رو خوشحال کرده و بعضی ها رو نگران،وجای سوال است ،آنهایی که از رفتن بخشدارها خوشحالند علتش چیست؟آیا نمیشود از یک فرد بومی برای پیشرفت و توسعه منتظقه حمایت کرد؟چرا باید بیگانه پسند باشیم؟چرا باید بشاگرد برای افرار غیر بومی اشتغال ایجاد کند؟ وقتی میبینید یک شخص بومی برای پیشرقت شهر خود فعالیت میکند دلیل نمیشود از کوچکترین کم کاری بر علیه آن سناریو و کذب منتشر و آنها را تخریب کرد،انتقاد ،پیشنهاد،نظر میتواند داد اما از رفتن یک شخص بومی که خود رنج دیده سختیهاست نباید خوشحالی کرد تا یک شخص غیر بومی روی کار آید که هیچ کاری را از روی دلسوزی انجام نمیدهد.مگر در همین منطقه بشاگرد افرار غیر بومی نیستند که مدیریت میکنند؟آیا کارنامه مثبتی دارند؟ و با جدیت پیگیر رفع مشکلات مردم هستند؟جای بسی خوشحالیست که افرادی بومی در چند اداره بشاگرد مدیریت میکنند.به جای اینکه مدیریت منطقه خود را به بیگانگان بسپارید، بهتر است خود آن را مدیریت کنید که رنج دیده آن منطقه هستی و میدانید چه کمبودهایی دارید.البته چرا اگر مشاهده شد که یک مسئول بومی هیچ کارایی مثبتی ندارد و مسئولیت پذیر نیست و توجهی به مشکلات منطقه ندارد رفتن و تعویض آن جایز است. مهمتر از همه امنیت منطقه..منطقه بشاگرد گذرگاهی برای عبور و مورور و حمل مواد مخدر برای سوداگران مرگ شده که این امر باعث نگرانی مردم شده که هم امنیت منطقه به خطر می افتتد و هم خطری جدی برای جوانان است.بهتر است که مسئولین امنیتی شهرستان در این خصوص همت بیشتری به خرج دهند از بروز چنین خطراتی جلوگیری کنند.

دعای کمیل

باسمه تعالی

مراسم پرفیض دعای کمیل در جوار حرم نبوی ( ص ) و ائمه بقیع ( ع )

 

با حضور زائران هتل راما المدینه و همکاری بعثه مقام معظم رهبری

 

به میزبانی هتل انصار جردن تولیپ روز پنج شنبه مورخ 2/11/93

 

ساعت 21:30 با تلاوت قران برادر شیرزاد اغاز شد و سپس

 

حجت الاسلام و المسلین حاج آقا فرشاد یزدی سخنرانی نمود

 

و حاج آقا عرب سرخی مداح اهلبیت دعای کمیل را قرائت کرد .